همیشه شادی همه رو از دور تماشا کردم و لبخند زدم .هر کسی تو سختیش اومد سراغم تا تهش موندم تا از اون وضعیت بیرون کشیدمش .بعد از اینهمه سختی و در بسته یه روزی یه جایی تکیه میدی به دیوار آروم میشینی رو زمین ،نفس عمیق میکشی و میگی آخیش تموم شد ، حتما یه در باز میشه که اونطرفش بهشت هست .بالاخره یه روز متوجه میشی که چرا خدا منتظرت گذاشت.نزدیکه ..دلنوشت :خدایا گوشِت با منه ؟هوم !جونم برات بگه که هوای این بچه رو داشته باش ، خیلی داره غصه میخوره .
برچسب:
نویسنده: آتنا نوروزی
تاريخ: چهارشنبه
26 ارديبهشت
1403 ساعت: 4:21